عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
40
قابوس نامه ( فارسى )
و سلم « 1 » از پس از انكه « 1 » آموزگار وى و سازندهء كار « 2 » وى خداى عز و جل بود ، هم بدان « 3 » رضا نداد و گفت سبحانه و تعالى : « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » « 4 » يا محمد ، با ايشان « 5 » ، پسنديدگان و ياران خويش ، مشورت كن ، تدبير بر شما و نصرت بر « 6 » من كه خدايم . و بدانكه راى دو كس نه چون راى يك كس باشد چه يك چشم آن نتواند ديد كه دو چشم بيند « 7 » ، و يك دست آن نتواند برداشت كه دو دست بردارد . « 7 » نبينى كه چون طبيبى بيمار بود و بيمارى بر وى دشوار بود اعتماد « 8 » بر معالجت خود نكند ، طبيبى ديگر آرد و باستطلاع راى او مداواى « 9 » خويش كند و اگر چه سخت دانا طبيبى باشد . و اگر هم جنسى از آن ترا شغلى « 10 » اوفتد ناچار از بهر او بكوش ، رنج تن و مال « 11 » دريغ مدار اگر چه دشمن و حاسد تو باشد كه اگر وى « 12 » بدان اندر بداند « 12 » فرياد رسيدن « 13 » تو او را از ان محنت بيش بود و باشد كه آن دشمنى دوستى گردد . و مردمان سخندان و سخنگوى كه بسلام تو آيند ايشان را حرمت دار و با ايشان احسان كن تا بر سلام تو « 14 » حريصتر باشند ، ناكس - ترين كس آن بود كه بر وى سلام نكنند « 15 » . و اگر چه با دانشى « 16 » تمام باشى « 17 » با مردمان سخنگوى « 18 » فدم « 19 » مباش كه مردم دانا فدم « 20 » نه نيكو باشد كه مردم « 21 » اگر چه حكيم بود چون فدم « 22 » بود حكمت وى بحكمت نماند و سخن وى رونقى ندارد . پس شرط سخن گفتن بدانكه چونست و چيست .
--> ( 1 - 1 ) ، ل : بعد آن كه ؛ ن و پ و ب : از پس آنكه ( 2 ) - ل : سازكار ( 3 ) - ن : بر آن ( 4 ) - قرآن ، سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 154 ( 5 ) - ل و ن : با اين ( 6 ) - ن : از ( 7 - 7 ) ، ل و ن : ندارد ( 8 ) - ل و ن : استعانت ( 9 ) - ل : مداوات ( 10 ) - ل : كارى ( 11 ) - ل و ن افزوده : خويش ( 12 - 12 ) ، ل : نداند ؛ ن : در آن نماند ؛ ب : بدان محنت اندر بداند ؛ نسخهء اساس : بداند ( 13 ) - ن : به رسيدن ( 14 ) - ل : تا در سلام آمدن ( 15 ) - ل : كه كس بر وى سلام نكند ( 16 ) - ل و ب : دانش ( 17 ) - نسخهء اساس و ب افزوده : كه ( 18 ) - ن : نكو گوى ( 19 ) - بفتح اول و سكون ثانى ، ن : دژم ( 20 ) - ن : مردم دژم ( 21 ) - ل : مرد ( 22 ) - ن : دژم روى